محله ی جدید دردسرهای پیش رو . و اما بد هم نشد .. از روزی که فاصله ی زندگی و کار سیاسی یکی شد و این خط موازی به یکدیگر پیوست.. هر روز صبح وقت رفتن به کاری که پیدا کردم برای گذران زندگی ..مجبورم سه کورس تاکسی عوض کنم..اما همین هم مزید بر علت شد که کار سیاسی بیشتر از این شود .. هر روز به روشنگری ..هرروز با دادن اطلاعات درست و تفسیر موضوعات در تاکسیها عده ای را به فکر واداشتن .. کم مبارزه ای نیسست..خوشبختانه مردم روشن بین ما که تشنه ی اطلاعاتند و خبر صحیح از غیر آن را در می یابند... بد استقبالی نکردند.. به چالش کشیدن دولت کودتا و استفاده از کلمه ی کودتا گران و دیکتاتوران که بسیار مورد توجه همه بوده.. در بعضی از این رفت و آمدها حتی بوده تک و توک که راننده پولی از من دریافت نکرد و با دادن امید به آینده اوهم آرزوی نابودی دیکتاتوری را داشت.. مشکلات اقتصادی و نبود آزادیهای فردی .. از جمله مشکلاتیست که اکثریت به آن اذعان دارند..البته از این همه یک نفر بود که به شدت از احمدی نژاد دفاع میکرد و البته بسیار بی منطق .. ودر پاسخ به دلیل حمایت از این فرد .. جواب قانع کننده ای نمیداد .. و فقط به مبارزه با اسراییل و امریکا و استکبار اشاره داشت که با تیز هوشی راننده ی عزیز .. ضایع گشت و خود در خواست کرد که از خودرو پیاده شود . با سر افکندگی کامل .. منم خوب اونجا به شدت حال کردم و کیف بردم ..واحسنت گفتم به راننده ی عزیز و زحمتکش شهرم .. امیدوارم آن وطن فروش با برداشتن شماره تاکسی این بنده خدا آزاری به او نرسانده باشد ..مردم ما بیدارند الحمدالله .. این آخریش هم برای مسلمانان آزاد اندیش بود..
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر